-
متن قشنگ احساسی
سهشنبه 14 آذرماه سال 1391 22:42
لبهایم که تشنه و دلتنگ می شوند باران را می بوسم من این جا زیر بارانم، وقتی که بسیار از تو دورم و تو را می خواهم باران را می بوسم؛ او تو را قطره قطره در من فرو می ریزد خاطرت باشد ؛ ما هر دو زیر یک آسمان زندگی می کنیم در دو سوی باران ها من به تو و بوسه و باران ایمان دارم و قاصدک ها به تو خواهند گفت که دوستت دارم ! زندگی...
-
جوابم کرده است
سهشنبه 14 آذرماه سال 1391 22:41
می توانی آنقدر خسته باشی که خواب را که کابوس را حتی مرگ را، پس بزنی؟ جهان جوابم کرده است ...
-
صادقانه دروغ گفتن
سهشنبه 14 آذرماه سال 1391 22:40
ترکت میکنم و تنهایت میگذارم... تا بیش از این انرژی ات را صرف نکنی برای... صادقانه دروغ گفتن...
-
در خلوت خود
سهشنبه 14 آذرماه سال 1391 22:39
گاهی باید بغضت را بخوری و اشکت را تف کنی که مبادا دل کسی بلرزد ...! حتی در تنهایی خودت ،حق اشک ریختن نداری چرا که قرمزی چشمهایت دل میشکند ...
-
متن خسته
سهشنبه 14 آذرماه سال 1391 22:30
این آینده کدام بود که بهترین روزهای عمر را حرامِ دیدارش کردم …
-
بوی گند دوستت دارم
سهشنبه 14 آذرماه سال 1391 22:30
ﻣﻬﻢ ﻧﯿﺴﺖ ﺑﺰﺭﮒ ﺑﺎﺷﯽ ﯾﺎ ﮐﻮﭼﮏ ! ﻣﻬﻢ ﺍﯾﻦ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺁﻧﻘﺪﺭ ﻣﺮﺩ ﺑﺎﺷﯽ ﮐﻪ ﭘﺎﯼ ﺣﺮﻓﺖ ﺑﺎﯾﺴﺘﯽ، ﻭﮔﺮﻧﻪ ﺩﻫﺎﻥ ﻫﺮ ﻧﺎﻣﺮﺩﯼ ﺑﻮﯼ ﮔﻨﺪ “ ﺩﻭﺳﺘﺖ ﺩﺍﺭﻡ ” ﻣﯿﺪﻫﺪ . . .
-
اس ام اس خسته از زندگی
سهشنبه 14 آذرماه سال 1391 22:28
من خیلی وقته کارت قرمزمو گرفتم … فقط دارم آروم آروم زمینو ترک میکنم واسه وقت کشی !
-
خسته از تکرار
سهشنبه 14 آذرماه سال 1391 22:28
عقربه های ساعت خسته از تکرار اما مرگ است خاموشی این تکرار
-
بدبخت کردن بقیه
سهشنبه 14 آذرماه سال 1391 22:27
ای کاش آدما می فهمیدن که خوشبخت شدنشون در گرو بدبخت شدن آدمای دیگه نیست !
-
به معلم ها یاد دهید
سهشنبه 14 آذرماه سال 1391 22:26
کاش کسی یاد معلم ها می داد : اول مهر شغل پدرها را نپرسند ؛ وقتی هنوز احترام به همهی شغل ها را و افتخار به همهی پدرها را یاد دانش آموزانشان ندادهاند ! حالا قصه ی چشمان یتیمی که نم میخورد ، بماند …
-
اس روزگار
سهشنبه 14 آذرماه سال 1391 22:25
اگه خیلی مهربان شود ورق میزند، ولی اکثر اوقات آدم رو مچاله میکند روزگار …
-
اسمس کشنده تیکه دار
سهشنبه 14 آذرماه سال 1391 14:32
گاهی به بعضـــــیا باید گفت : ” عزیزم اگه برام بـــزرگ شده بودی ، فقط به خاطر خطـــای دیــدم بود ” !
-
اس ام اس کات
سهشنبه 14 آذرماه سال 1391 14:30
یه وختا اینقد آدم زندگی ایش غمناک میشه که دوس داره یکی یوهو بگه…. کاااااات ….عالی بود عالی… خسته نباشین بچه ها…واسه امروز بسه!
-
از زندگیم برو بیرون
سهشنبه 14 آذرماه سال 1391 14:27
می دونی چیه رفیق؟ اگه از زندگی کسی می ری بیرون ، سعی کن کامل بری بیرون حتی پوست تخمه هاتم جمع کنی با خودت ببری…
-
خمار دیدن تو
دوشنبه 13 آذرماه سال 1391 19:38
شراب هم به مستی ام حسادت می کند آنگاه که خمار یک لحظه دیدن تو می شوم . . .
-
اس فاصله
دوشنبه 13 آذرماه سال 1391 19:37
امتداد فاصله از اعتبار عاطفه نمی کاهد همیشه هستی ، همین حوالی . . .
-
تو را که میبینم
دوشنبه 13 آذرماه سال 1391 19:34
آنقدر ها هم روی وقار من حساب نکن… قطب زمین هم که باشم تو را که میبینم یخ هایم آب میشود….
-
اسمس اشک
دوشنبه 13 آذرماه سال 1391 19:33
اشک ها قطره نیستند بلکه کلماتى هستند که مى افتند فقط بخاطر اینکه پیدا نمیکنند کسى را که معنى این کلمات را بفهمد …
-
یهویی رفتن
دوشنبه 13 آذرماه سال 1391 19:31
همه یهویی ها خوبن : یهویی بغل کردن یهویی بوسیدن یهویی دیدن یهویی سورپرایز کردن یهویی بیرون رفتن یهویی دوست داشتن یهویی عاشق شدن اما امان از یهویی رفتن !
-
از ذهنم نمیروی
دوشنبه 13 آذرماه سال 1391 19:31
وقتی میخواستی از زندگیم بری ۱ دقیقه بیشتر طول نکشید … ولی فقط بگو چقدر دیگه طول میکشه از ذهنم بری ؟
-
بی احساس
دوشنبه 13 آذرماه سال 1391 19:29
تمام عشق تو را قطار جدایى روى ریل سرنوشتم برد ولى هنوز گل یادت اینجا گوشه اى از قلبم منتظر برگشتنت است … من هر روز یادت را با اشکهایم آب میدهم … کو دهقان فداکار احساس هایت ؟
-
اس مرگ
دوشنبه 13 آذرماه سال 1391 19:28
گریه کار کمی ست برای توصیف نداشتنت … دارم به رفتار پرشکوهی شبیه به مرگ فکر می کنم …
-
دلتنگی قشنگ
دوشنبه 13 آذرماه سال 1391 19:27
دلــــــم اگـــر بــرای ِ تــو تـنگ مـی شــود ببخـش ! روزم ایـن گـونه ، قـشنـگ مـی شـود . . .
-
رویا دیدن
دوشنبه 13 آذرماه سال 1391 19:24
رویاها را ول کن دلم … هیچ “تو”یی دوستت نداشته ، حتی “تو”های رویاهایت نیز با “تو”های دیگر رفته اند ! بلند شو ، رویا دیدن بس است !
-
قانون عاشقی
دوشنبه 13 آذرماه سال 1391 19:20
چــه قانــون ناعــادلانــه ای ! بــرای شــروع یــک رابطــه هــر دو طــرف بایــد بخواهنــد امــا بــرای تمــام شدنــش همیــن کــه یــک نفــر بخواهــد کافیســت . . .
-
بی قراری برای تو
دوشنبه 13 آذرماه سال 1391 19:20
همه ی کارهایت را بخشیدم جز آن تردید آخر هنگام رفتنت که هنوز مرا به برگشتنت امیدوار نگه داشته . . .
-
تو را دوست خواهم داشت
دوشنبه 13 آذرماه سال 1391 19:19
ما به هم نمی رسیم امّا بهترین غریبه ات می مانم که تو را همیشه دوست خواهد داشت . . .
-
خیال تو
دوشنبه 13 آذرماه سال 1391 19:18
تـ ـو بـ ـرو… مـ ـن هم برای اینکـ ـه راحـ ـت تربروی… می گویـ ـم : برو “خیـ ـالی نیسـ ـت “ امـ ـا… کیسـ ـت که ندانـ ـد… بی تـ ـو… تنهـ ــا چیـ ـزی کـ ــه هسـ ـت... “ خیـ ـال توسـ ـت” ...
-
اس خداحافظی
دوشنبه 13 آذرماه سال 1391 19:16
میـــان حرفـــهایــتـــ می نوشتـــی : زندگیـــ زیـــباســتــ و مـــن همـــ زنــدگـــی را در تــو میــدیــدم بـــرو اســـتادی خوبـــی هــا ! بــه مــنـ درس وفـــا دادی و مـــن هــم خــوب فهـــمیـدم وفـــا یعــنی : خــداحافــظ
-
عاشق شده بود
دوشنبه 13 آذرماه سال 1391 19:14
پاییز که شد به جرم کمکاری اخراجش کردند رفتگری که عاشق شده بود و برگ ها را قدم میزد و جارو نمیکرد …